فراگیری مهارت استقلال‌یابی در کودکان:

شاید این سوال که « کودکان از چه زمانی باید استقلال‌طلبی را فرابگیرند» نه تنها برای من، چه بسا که در ذهن بسیاری از والدین دیگر نیز یک چالش ایجاد کرده باشد.

معمولا وقتی صحبت از استقلال پیش می‌آید، اغلب اهداف مالی و شغلی فرزندان مدنظر والدین قرار می‌گیرد.

ازطرفی برخی از والدین هم معتقدند اگر فرزندشان را طوری تربیت کنند که بتواند به تنهایی زندگی کند، موفق شده‌اند که مستقل بودن را به او بیاموزند.

درحالیکه آموزش خودکفایی به کودکان دامنه گسترده‌تری را دربرمی‌گیرد.

واگذاری مسئولیت:

بسیاری از بزرگسالان می‌توانند به تنهایی کار کنند و از پس مسایل زندگی‌شان برآیند اما در زمینه انتخاب دوست یا شریک زندگی و زمینه‌های دیگری از این قبیل دچار مشکل می‌شوند.

قبلاً در بخش آموزش مسئولیت‌پذیری به کودکان گفته بودیم که برای پرورش شخصیت کودک بایستی تجربیات فراوانی را به او ارائه داد تا واقعیت‌هایی ازقبیل: مسئولیت‌پذیری، برقراری ارتباط و بخشش را یاد بگیرد.

درخصوص واگذاری مسئولیت به کودکان، سعی کنید متناسب با سن و سال آنها وظایفی را اختصاص دهید تا انجام آن را برعهده بگیرند. به عنوان مثال) تمیزکردن اتاق، جمع‌کردن اسباب‌بازیها و چیدمان وسایل اتاق و یا شستن ظروف و از این قبیل همکاری‌ها.

ضمنا به فرزندان‌تان گوشزد کنید که خانواده یک تیم است که اعضای آن باید با همدیگر همکاری کنند و انجام وظایف‌ هریک از آنها را می‌توانید گاهی یادآوری کنید و درصورت عدم همکاری، محرومیت‌هایی از قبیل: عدم تماشای تلویزیون، نرفتن به پارک یا سینما، محروم شدن از بازی و… را درنظر بگیرید.

شرطی‌کردن ممنوع:

خاطرم هست یکی از دوستانم که سه فرزند پسر داشت یک روز برایم درخصوص تشویق‌کردن فرزندانش برای انجام کارهای محوله در خانه تعریف می‌کرد که در ازای انجام‌دادن هریک از کارها مانند: جاروزدن، شستن ظروف غذا و مرتب کردن اتاق‌ها از وی پول دریافت می‌کنند.

با تعجب به حرف‌هایش گوش می‌کردم و سپس پرسیدم: آیا نگران شرطی‌ شدن فرزندانش برای انجام دادن کارها در ازای دریافت پول نمی‌شود؟ و او هم با خونسردی و لبخند پاسخ داد که: «نه، مهم انجام‌دادن کارهای خواسته شده است و بسیاری وقت‌ها از بکارگیری این شیوه راضی است».

شاید شیوه‌ای که دوستم برای تشویق‌کردن فرزندانش جهت انجام کارهای منزل درنظر گرفته بود به ظاهر ایرادی نداشته باشد و به هدفش که جلب مشارکت آنهاست، برسد اما نکته اینجاست که تا چه زمانی می‌توان به این روش ادامه داد و آیا در طولانی مدت هم اینگونه شیوه‌های تشویقی موثر خواهند بود؟ و چه مشکلات تربیتی را در پی دارد؟

پول‌دادن به کودک بابت کاری که قرار است انجام دهد، شیوه مناسبی نیست چرا که از تک‌تک اعضای خانواده انتظار می‌رود در اداره امور خانواده با هم همکاری و مشارکت مساعی داشته باشند.

یادگیری نحوه پس‌انداز:

والدین نباید فرزندان‌شان را طوری تربیت کنند که برای هرکاری از آنها پول دریافت کنند، اگرچه شاید برخی والدین ترجیح بدهند هرازگاهی برای تشویق و ترغیب‌نمودن کودک از آن بهره ببرند اما تداوم و همیشگی‌کردن این شیوه سبب می‌شود که در آینده فرزندشان در جامعه و بخصوص شغل خود با مشکلاتی مواجه شود.

البته این بدان معنا نیست که دادن پول توجیبی به فرزند را از وی دریغ نمایند چرا که پیشنهاد می‌کنیم برای تهیه موارد خاص مانند: میان‌وعده در مدرسه یا اسباب‌بازی و لوازم‌التحریر یا حتی لباس و سایر نیازهای شخصی مرتبط به فرزندان‌تان پول بدهید و به او نحوه پس‌انداز را نیز آموزش دهید.

فهرستی از مواردخاص که کودک می‌تواند پولش را برای تهیه آن صرف کند، مشخص کنید و آن موارد را مجدداً خودتان خریداری نکنید.

به کودکتان یادآوری کنید که اگر پول را صرف چیزهای دیگر کند، موارد مشخص شده تهیه نخواهد شد.

درخصوص اینکه چه میزان تو جیبی می‌توانید در سنین مختلف به فرزندتان تخصیص دهید، این بستگی به وضعیت مالی و فرهنگی خانواده نیز دارد.

به کودک آموزش دهید که بخشی از مبالغ توجیبی که به او داده می‌شود باید پس‌انداز شود و مابقی را می‌تواند برای هزینه‌هایش خرج کند.

از او بخواهید که این مبالغ را از هم تفکیک کند و او را عادت دهید به این مهم که همه آن پولی را که به دست می‌آورد، همان چیزی نیست که می‌تواند خرج کند.

کارکردن را برای کودک تبدیل به عادت کنید:

کودک خود را طوری بار بیاورید که کارکردن را یک امر عادی تلقی کند. او باید بداند که کار جزء لاینفک زندگی است. بنابراین نیاز نیست که تا پایان هفته برای آموزش کارکردن و نظافت اتاق و سایر امور شخصی‌اش صبر کنید. برای اینکه این فرایند برای او تبدیل به عادت شود، سعی کنید آن را برای فرزندتان درونی‌سازی کنید.

برای درونی کردن یک عادت باید بپذیریم که خیلی اوقات ‌می‌بایست شرایط و سختی‌های آن را تحمل کنیم.

کارهای کوچک و تکراری به ویژه وقتی با شکست‌های مکرر همراه باشد، منجر به یادگیری در کودکان می‌شود و شخصیت وی را شکل می‌دهد و این توانایی‌ها به تدریج افزایش می‌یابد.

نتایجی که کودکان درجریان این فرایند مشاهده و دریافت می‌کنند، اهمیت پیشرفت و افزایش توانایی‌ را به آنها یاد می‌دهد.

کودک‌ را برای کسب استقلال و پایه‌ریزی یک زندگی مستقل حمایت کنید:

کودکان با ورود به مرحله پیش دبستانی و دبستان می‌آموزند که وارد یک گروه اجتماعی شده و بخشی از آن هستند. ازطریق معاشرت با دوستان همسن و سال‌شان  مهارت‌های جدیدی را فرامی‌گیرند از جمله: تحمل ناکامی و پذیرش اینکه همه افرادی که در اطرافشان هستند و با هم درارتباطند، کامل نیستند و یاد می‌گیرند که با افراد ناکامل روابط خوبی داشته باشند.

همچنین با انجام وظایف خاص، بازی‌ها و مهارتهای خاص می‌آموزند  که  بخشی از جامعه باشند.

در مراحل بعدی رشد به فرد کامل‌تری تبدیل شده  و با آغاز دوره نوجوانی کمتر شبیه یک کودک رفتار می‌کند. سوالات بیشتری را مطرح می‌سازند و در سطح عمیق‌تری می‌اندیشند و در برخی موارد ممکن است حتی از بزرگترهاشان پیشی بگیرند.

شما باید آگاه باشید که نوجوانی زمانی است که فرد درحال خروج از حالت وابستگی به والدین بوده و خود را آماده می‌کند تا وارد دوره بزرگسالی و استقلال بیشتر شود.

یکی از دوستانم که در یک دبیرستان دخترانه مشاورتحصیلی است، چند روز اخیر برایم درخصوص احساسات متفاوت‌ در نوجوانان حرف میزد.

درباره اینکه هنوز هم بعد از چندسال کارکردن در این حرفه با دیدن تفاوت‌های احساسی و بلوغ فکری دانش‌آموزانش شگفت‌زده می‌شود، می‌گفت.

مثلاً: روزی که در آن مدرسه برنامه مشاوره دارد، درحالیکه یکی از دخترها برای درگیرشدن با موضوع طلاق و جدایی والدینش دچار بحران روحی است و گریه می‌کند، در همان حال دانش‌آموز دیگری بابت اینکه پدرش حاضر نمی‌شود برای رفتنش به کلاس موسیقی ‌که دوست صمیمی‌اش قبلا ثبت‌نام کرده، رضایت بدهد، گریه و زاری سرمی‌دهد.

بدیهی است که هر دو مسئله از دیدگاه نوجوانان می‌تواند بسیار مهم و حیاتی قلمداد شود، بنابراین اگر قصددارید به عنوان والدین از فرزند نوجوان‌تان حمایت کرده و او را برای مستقل شدن در آینده آماده سازید باید از کوچک‌شمردن و کم‌اهمیت جلوه دادن موضوع مدنظرش خودداری نمایید.

صداقت و اعتماد پیش‌شرط ارتباط صحیح با نوجوان

پدر و مادری که که با فرزندشان از روی صداقت و همکاری رفتار و برخورد می‌کنند خیلی راحت‌تر می‌توانند اعتماد وی را به خود جلب نمایند.

بنابراین درصورتی که موفق شوید اعتماد نوجوانتان را بدست آورید، نیاز به کنترل‌گری نخواهید داشت و  قادر خواهید بود که ارتباط صمیمانه‌تری نیز با وی برقرار ‌کنید.

از سوی دیگر  در زمانی که با مشکل یا مساله‌ای مواجه شود به عنوان یک پشتیبان و حامی واقعی عمل خواهید کرد.

البته توجه داشته باشید که آگاهی و شناخت  شما نسبت به نوسانات خلقی و هیجانی فرزند نوجوان‌تان سبب می‌شود که نسبت به تمایلات او برای ارتباط برقرارکردن با دیگران و اعتمادکردن به آنها را راحت‌تر درک کنید و از این بابت ناراحت نشوید چراکه این رفتارها نشانه‌ی اثبات استقلال‌طلبی اوست.

لذا فقط در موارد مهم و ضروری در کارهای نوجوان ورود کنید. مثلاً درصورت ارتباط او با پسر یا دختری که قصد آشنایی با او را دارد می‌توانید سوالاتی را مطرح سازید. از اینکه چه  احساسی نسبت به او دارد؟ آیا به او علاقه‌مند شده است؟

و سعی کنید در چنین مواردی مشابه بسیاری از والدین که درباره معایب اعتمادکردن به پسرها/دخترها سخنرانی یا نصیحت می‌کنند، عمل نکنید.

اگرچه داشتن حدود و قوانینی لازم است اما بهتر این است که اجازه دهید نوجوان خودش به این نتیجه (قابل اعتماد بودن یا نبودن) برسد و این مهم درصورتی اتفاق می‌افتد که آنان به شناخت نسبتی نسبت به یکدیگر برسند.

بنابراین طرح پرسش‌هایی در این زمینه می‌تواند راهنمایی خوبی برای او باشد. علاوه براینکه رابطه شما هم دچار خدشه نمی‌شود و  از شما در ذهنش  بعنوان شخصی که خود یک مشکل بوده و مانع ارتباط‌شان می‌شوید، یاد نخواهد کرد. و شما این فرصت را به فرزندتان خواهید داد که خودش به تحلیل  موضوع و پیداکردن راهکار بپردازد.

اما درصورتی که مثلاً از همراه شدن فرزندتان  با دوستش که موادمخدر مصرف می‌کند، نگران هستید و یا از عضویت او در یک گروه خاص احساس خطر می‌کنید، در این صورت باید از او محافظت کنید.

پیشنهاد ما این است که دلایل کافی درخصوص اعمال محدودیت‌های درنظرگرفته شده را برای فرزندتان توضیح دهید.

به عنوان مثال می‌توانید بگویید که: «عزیزم من از اینکه تو وقتت را با فلانی می‌گذرانی می‌ترسم (نگرانم) چون نمی‌خواهم گرفتار موادمخدر (یا کشیدن سیگار و …) شوی».

آزادی یا محدودیت برای پرورش مهارت استقلال:

بهتر است والدین با بهره‌بردن از روش عشق و اقتدار در روند استقلال‌یافتن فرزند نوجوان‌شان با او شریک شده و همراهی نمایند. یعنی اینکه به جای ایستادن در مقابل او که باعث سلب اعتماد و ازبین رفتن ارتباط‌ خواهد شد، با وی همراه شوند و اجازه استفاده مسئولانه از آزادی را به او بدهند.

برخلاف اینکه بسیاری از والدین از شکست خوردن فرزندان‌شان در هراسند و با حمایت همه جانبه و دریغ نمودن هرگونه آزادی تلاش می‌کنند که  آنان را در برابر بسیاری از مشکلات و حوادث احتمالی در جامعه مصون و ایمن نگه دارند، اما شاید لازم باشد که بدانید: «پرورش روحیه شکست‌پذیری جهت تصحیح و مدیریت اشتباهات‌ نوجوانان می‌تواند کمک شایانی برای استقلال بیشتر باشد و استفاده درست و مسئولانه از آزادی را به آنان بیاموزد.»

بدون شک هدف شما این است که فرزندان خود را طوری تربیت کنید که بتوانند خودشان را مدیریت کنند.

راهکار رسیدن به این توانمندی برای نوجوانان این است که به آنها آزادی محدود و مشروط بدهیم. این بدان معناست که از دادن آزادی‌های بیش از حد خودداری کنید.

از موقعیت‌های مختلفی مانند:لباس‌پوشیدن، گوش کردن به موسیقی دلخواه، شرکت در فعالیتهای گروهی، دیدگاه‌های سیاسی و فعالیتهای اجتماعی به نوجوانان برای دادن فرصت شناسایی آزادی‌هایی که بتوانند میزان مدیریت‌شان را بسنجند، بهره ببرید و چنانچه بتوانند مسئولیت‌پذیری‌ خود را نشان دهند، اعمال محدودیت و مداخله کردن شما در امور برای محافظت از او ضروری به نظر نمی‌رسد!

بنابراین در هریک از موارد مذکور که اعطای آزادی و حق انتخاب به وی، سلامت جسمی و روانی او را به خطر نمی‌اندازد، بهتر است به سلیقه وی احترام بگذارید و اجازه انجام دادن آن کار را بدهید.

چه بسا بسیاری از والدین علیرغم هیچ تهدیدی ولی به بهانۀ آبروداری و نگرانی از قضاوت دیگران مانع بسیاری از فعالیتهای فرزندشان می‌شوند اما این حق را به آنها بدهید که گاهی به شما بگویند:

“پدر/ مادر با اینکه دوستتان دارم و برای نظرتان احترام قائلم اما اجازه دهید کاری را که به آن علاقه دارم، انجام دهم.”