فنجان قهوه در دست روی صندلی راحتی اتاقش لم میدهد. تصویر مبهمی لابه لای قطرات معلق در هوا که از دل فنجان برخاسته با اهی که از سینه میکشد، محو میشود. نگاه خیره وارش را بر زمینه صیقلی و شفاف آینه میدوزد.
بازتاب ثابت لبها و چشمانی که به او زل زده از درون محبس جیوهای خود به جنبش درمیآید و پژواک صدایی در سکوت بر گوش جانش مینشیند:
_ پشیمونی؟
_هیچ وقت ازینکه به کسی محبت کرده باشم، پشیمون نشدم.
_از رفاقت کردن چطور؟
_بالاخره اینم یه جور تجربه اس دیگه
_حتی اگه بدونی اشتباه کردی؟
_خوب! به نظرم خیلی مهم نیس که چندبار اشتباه کنیم، اما اگه از هر اشتباه یه نکته هم توشه برداریم باز سود کردیم.
_میشه بدونم اخرین نکته ای که یاد گرفتی چی بوده؟
_ اینکه تو هیچ کاری نباید اسراف کرد، حتی عشق ورزیدن و محبت!
_ اگه رابطه مادر و فرزندی باشه چی؟
_من میگم اگه مادری تو عشق ورزیدن اسراف کرده باشه حتما یه جایی تو زندگی برا خودش کم گذاشته
_چجوری یعنی؟
_ یعنی از خودش غافل شده که تونسته برا بچه اش زیادی بذاره، وقتی از توجه به خودت غفلت کنی و خودتو فراموش کنی اجازه میدی بقیه هم فراموش کنن که هستی. اما تو حق داری یه وقتایی برا خودت باشی، فقط برا خودت.
_اگه پای عشق به همسر وسط باشه چی؟
_ زن یا مردی که در عشق اسراف میکنه اون وقت یه جایی متوجه میشه که همه چیز برا طرف مقابلش عادی شده و اون عشق و محبت دیگه به چشم نمیاد، مثل سیلابی میشه که اسیب میزنه
_پس چی کار کنه که سیلاب نباشه؟
_نظر من اینه که حتی اگه خورشید هم باشی و بخوای شبانه روز بتابی متاسفانه ادما یادشون میره که نوری وجود داره. اگه شب نباشه، اگه ابر سیاهی نباشه که گاهی سایه بندازه و جلوی تابش مستقیم رو بگیره، هیچکی قدر خورشید رو نمیدونه.
_نگفتی راهش چیه؟
_راهش اینه که مثل چهارفصل سال باشی. تصورکن تمام سال تابستون باشه. کسی ازگرما و مناظر سرسبز و آبادش لذت میبره؟
_بعیده
_پس بهتره گاهی مثل تابستون گرم و سوزنده باشی، گاهی مثل زمستون وحشی وسرکش، یه وقت مثل بهار معتدل و لطیف یه وقتایی هم مثل پاییز دلفریب و عریان
_ فکر کنم تاحدی متوجه منظورت شدم.
_ مثلا همین پاییز رو ببین؛ در عین حال که ظاهرا پوششی نداره پر از زیبایی و نقش ونگارهای چشم نوازه. پس برا اینکه پاییز باشی باید یاد بگیری سبکبال بشی. هر چیزی که بر تن روحت سنگینی میکنه رو رها کنی تا ازاد بشی.اون وقت جلوه بهتری از خودت رو به نمایش میذاری.
_ داری زیادی شاعرانه اش میکنی ها
_ هه هه ، حق با توئه
_راستی نگفتی اگه این اسراف عشق و محبت نسبت به دوست باشه چی میشه؟
-اصولا معتقدم که توجه و مجبت زیادی آدما رو تغییر میده. چون اگه بیشتر از طرف وجودیشون توش عشق بریزی، حتما سرریز میشه.
– اوهوم. ولی چطوری سرریز میشه؟
– مثلا با خودشیفتگی طرف و زخم شدن غرور خودت!
– و نکتهی همه این حرفا؟
– اینکه اعتدال رو همیشه رعایت کن، حتی در عشقورزی و خرج کردن محبت
۱۴۰۱/۵/۱۴




آخرین دیدگاهها