عشق به تنهایی کافی نیست… (آزادی و مسئولیت‌پذیری لازمه رشد کودک)

شاید باور بسیاری از والدین این باشد که عشق‌ورزیدن به فرزندشان با این موضوع که مسئولیت کلیه مشکلات آن‌ها را برعهده گیرند، همسو و هم‌معناست.

این فلسفه از انجام‌دادن کلیه امور شخصی و تحصیلی گرفته تا مسائل اخلاقی آنان را دربرمی‌گیرد. حال آنکه وظیفه والدین این است که موضع کودک را از اینکه «مشکل من، مشکل والدینم است» را به « مشکل من، مشکل خودم است» تغییر دهند.

دوستی دارم که باوجود دلبستگی زیاد فرزندانش به او، بسیاری اوقات از اینکه تقریبا بیشتر وقت‌هایی که در خانه به سر می‌برد، صرف رسیدگی‌کردن به کارهای فرزندانش می‌شود، ابراز ناراحتی می‌کرد.

به گمان دوستم، برای اینکه به درس و تحصیل فرزندانش خللی وارد نشود، مدام باید کار سرویس‌دهی‌شان در خانه را انجام دهد.

بدون شک هر والد دلسوزی می‌خواهد که فرزندش در زندگی خوب عمل کند.

«عمل خوب» با جنبه‌های عملکردی زندگی ارتباط دارد.(تانسند،جان و کلود، هنری: ۱۹۵۲)

«خوب عمل کردن» برای فرزندان می‌توان معانی بسیاری داشته باشد، از قبیل: موفق بودن در تحصیل، شغل، در زمینه‌های مالی، زندگی مشترک، و یک فرد متعهد و بااخلاق در اجتماع.

حال آنکه شرط اصلی دستیابی فرزندان به این آرزوهای والدین، مسئولیت‌پذیری است. اینکه کودک بیاموزد مسئولیت‌پذیری یک مزیت محسوب می‌شود و هر مشکلی که با آن مواجه می‌شود، مسئولیتش برعهده اوست.

مسئولیت را می‌توان به عنوان پذیرش زندگی خود به عنوان مشکل خود تعریف کرد. (همان)

دوست من با پذیرش مشکلات فرزندانش، هنگامی که با دردسر یا مسئله‌ای مواجه می‌شدند و حتی انجام دادن وظایف شخصی آنها، ناخواسته به آنها آموخته بود که همیشه مشکلات‌شان توسط والدین حل می‌شود.

درحالی که وظیفه ما این است که به کودکان یاد دهیم «اگرچه پدر و مادر مرا خیلی  دوست دارند، اما قرار نیست همیشه آنها حل مشکلاتم را برعهده گیرند.»

عشق به  فرزندان ستودنی و قابل درک است اما همواره مستلزم همراه‌شدن با آزادی و مسئولیت‌پذیری است.

افرادی که این دو را به خوبی فرامی‌گیرند، همسران متعهدتری هم خواهند بود و در حوزه‌های مختلف اجتماعی و شغلی نیز موفق‌تر عمل می‌کنند.

تعداد زیادی از همسران هستند که با وجود اینکه همچنان عاشق یکدیگرند اما به دلیل عدم‌مسئولیت‌پذیری از سوی یکی از آنان رابطه‌شان به جدایی می‌کشد. پس

«زنده نگه داشتن عشق مستلزم مسئولیت‌پذیری است».

برای رشد و توسعه مسئولیت‌پذیری در کودک، یادگیری مهارتها و توانائی‌های بسیاری به آنان کمک می‌کند. از قبیل: تصمیم گیری، حل مسئله، راستگوئی، خودکنترلی، نه گفتن به موقع، انتخاب آزادنه، ابتکارعمل داشتن و …

من برای اینکه  دختر خردسالم مسئولیت جمع‌کردن اسباب‌بازی‌هایش را بعد از اتمام بازی یاد بگیرد، تصمیم گرفتم از ترفند جعبه اسباب‌های رانده شده استفاده کنم.

البته قبل از این آموزش چند تجربه ناموفق داشتم. مثلا یک روز که از او خواستم وسیله‌هایش را از کف هال جمع کند ابتدا حرفم را نادیده گرفت و به بازی ادامه داد. دقایقی صبر کردم و خواسته‌ام را مجددا تکرار کردم. “دخترم، شنیدی چی گفتم؟” و معمولا پاسخ تکراری او در چنین مواقعی این جمله است: “باشه، یک دقیقه صبر کن”

به او تذکر دادم که: “فقط ۵دقیقه زمان داری که اینکارو انجام بدی.” و بعد از اتمام ۵ دقیقه هم مثل بسیاری از دفعات هیچ تغییری رخ نداد و این موضوع درنهایت به عصبانیت و دادزدن منجر ‌شد. “اسبابها رو جمع میکنی یا جریمه می‌شی و از دیدن کارتون موردعلاقه‌ات خبری نیست”

و در این موقع دختر کوچکم اقدام به جمع کردن اسباب‌بازیها ‌کرد.

اما اگر  به این اتفاق که به احتمال زیاد برای شما هم اتفاق افتاده نگاهی دوباره بیندازیم متوجه می‌شویم که کودک خردسالم نه از روی میل که با دلهره و ترس از خشم من اقدام به جمع‌‌کردن و مرتب‌نمودن وسایلش می‌کرد.

از طرفی من نیز در حالتی از ناامیدی و عصبانیت آن دستورها را صادر می‌کردم که انرژی بیشتری را از من می‌گرفت.

و درصورت تکرار این ماجرا گاهی قید سروکله‌زدن با او را می‌زدم و خودم دست به کار شده و شخصا اسباب‌بازیها را  سرجای‌شان می‌گذاشتم و این مسئله موجب آگاه‌شدن فرزندم در این موفقیت شده و من ناخواسته اجازه کنترل‌شدن خودم را توسط او می‌دادم.

کودکان اکثر اوقات در مقابل مسئولیت‌های محول‌شده به آنان مقاومت نموده و منفعلانه رفتار می‌کنند.

من تصمیم گرفتم رفتارم را در برابر بی‌توجهی فرزندم در برابر آنچه از او می‌خواستم به نحو دیگری تغییر دهم. بنابراین جعبه‌ای را از قبل تهیه کردم و زمانی که از او خواستم تا اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند،با خونسردی هشدار دادم که  درصورت انجام‌ندادن آن اسباب‌بازیها برای چند روز به جعبه و داخل انباری منتقل خواهد شد.

و اتفاقا یکی دو بار اول بعد اتمام مهلت تعیین شده بدون هیچ دعوایی به آنچه وعده داده بودم، عمل کردم.

بعد از آن کافی بود زمان جمع‌شدن اسباب‌بازیها را یادآوری کنم؛ به فاصله کوتاهی همه آنها سرجای خودشان قرار می‌گرفتند.

از زمانی که فرزندان ما مسئولیت‌پذیری را شروع ‌کنند، آزادی عمل بیشتری را دریافت خواهند کرد و می‌توانند شریک پدر و مادر در انجام بسیاری از کارها باشند.

وظیفه والدین هم این است که هنگام آموزش‌دادن مسئولیت‌ها به آنان بجای آنکه در مقابل‌شان بایستند، عشق‌شان را را به فرزندان ارزانی دارند چرا که

کودکان مسئولیت‌پذیری را فقط با مهرورزی می‌آموزند.

نکاتی که والدین برای آموزش مسئولیت‌پذیری به کودکان  می‌توانند مدنظر قرار دهند:

  • شاید از خود بپرسید زمان مناسب برای یادگرفتن مسئولیت‌پذیری کودک  چه زمانی است؟
    نیاز به  دلبستگی و رفع احتیاجات نوزاد از قبیل: گرسنگی، تشنگی، تنهایی و… ایجاب می‌کند که والدین در ماه‌های بعدتر که نوزادشان در یک روال طبیعی قرار می‌گیرد، به تدریج برنامه‌ریزی برای غذادادن و خوابیدن او را شروع کنند.
    پس از برآورده‌شدن نیازهای او کمی محرومیت مشکلی ایجاد نمی‌کند. مثلاً زمان‌های منظمی را برای شیر و خوراکی دادن برنامه‌ریزی کنید و از همان دوران نوپایی می‌توانید به او آموزش دهید تا به «نه» پاسخ دهد.
    و گاهی به تنهایی بخوابد. و یا اوقات تلخی و رفتارهای نامناسب و پرخاشگری را با محبت محدود کنید.
  • مهارتهای اجتماعی مانند آداب غذاخوردن، گفتن عبارت‌هایی مثل: لطفا، متشکرم و معذرت‌خواهی در مقابل اشتاباهات را آموزش دهید.
  • انتظار نداشته باشید کودک شما از همان ابتدا، نسبت به پذیرش مسئولیت‌هایی که به او محول می‌کنید، از خود تمایل نشان دهد.
    اما برای رسیدن به چنین هدفی، برقراری پیوند و دلبستگی میان فرزند و والدین موجب می‌شود که فرزندتان مقاومت کمتری را  بروز دهد.
  • از سر مهرورزی و دلسوزی از انجام‌دادن مسئولیت‌هائی که فرزندتان توانائی به دوش‌کشیدن آنها را داراست، خودداری کنید.
  • با تعیین حدود مرزها برای فرزند خود اجازه تجربه کردن مسئولیت‌پذیری را بدهید. از این طریق به او یادآور می‌شوید که چه چیزهایی متعلق به او و چه چیزهایی متعلق به دیگران است.

به عنوان مثال: وقتی به فرزندتان «نه» می‌گویید، درحقیقت یک مرز تعیین می‌کنید.

  • قبل از این که بخواهید احساس مسئولیت را در فرزند خود ایحاد کنید، رابطه نزدیکی را با او برقرار کنید. چرا که او باید بداند حتی درصورت ارتکاب اشتباه باز هم از حمایت عاطفی شما برخوردار خواهد بود.

 

منبع: 

کلود، هنری و تانسند؛جان، از فرزندت قهرمان بساز، ۱۹۵۲،ترجمه: عسل نیک فلاح، تهران، نیک‌فرجام، ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *