تجربه نگاری ۶- ایده نوشتن کتاب جدید

باز هم جرقه ایده‌ای جدید و خلاقانه در یک سمپوزیوم دیگر  (به نام توسعه فردی) که از سوی استادی فرزانه، بااخلاق و باسواد مطرح شد و بذر یک شروع تازه را در زمین دلمان نشاند و شوق به آموختن و تکاپوی یادگیری را این بار در قالب نوشتن کتابی با عنوان فرعی ۱۰۱ ایده …  متبلور نمود.

نوشتن کتابی در زمینه توسعه فردی خودمان که به نوعی قرار است مجموعه نگرش‌های ما به زندگی باشد. ترفندی که علاوه بر تثبیت آموخته‌ها سبب تقویت نثر و افزایش دقت و تمرکزدر محیط پیرامون با انگیزه نگاهی نو به زندگی می‌شود و از طرفی می‌تواند به هدیه‌ای ارزشمند برای تقدیم‌کردن به عزیزانمان باشد  و آنان را در دانسته‌ها و تجربیان کسب‌شده شریک و سهیم سازیم.

و اما هدف اصلی از این ایده رشد و پرورش شخص نویسنده است لذا تکراری بودن ایده‌ها نیز  اهمیتی نخواهد داشت چرا که قرار است حرف‌های تازه هر نویسنده باشد و بایستی روی انتخاب خود تمرکز نموده و آنها را کنار یکدیگر بچیند و چه‌بسا بسیاری از آن ایده‌ها بکر و تازه هم باشند.

امروز وقتی این موضوع از سوی استاد مطرح شد از خوشحالی سر ازپا نمی‌شناختم و چیزی نمانده بود سقف اتاق را زیارت کنم. شاید بپرسید دلیل این همه ذوق‌زدگی چیست؟ برایتان خواهم گفت.

علت این هیجان و شور نهفته در درونم نشأت گرفته از انگیزه‌ای است که مرا به سوی خودشناسی و رشد در مسیر خودسازی سوق می‌دارد. مدتی روی موضوع کنترل خشم کارکرده بودم و نوشته‌هایی با عنوان مقاله منتشر کردم به این امید که با فراگیری آن بتوانم بر دهان هیولای سرکش خشمم لگام ببندم. اما جز موفقیتی ناپایدار حاصلی دیگر نصیبم نشد.

امسال در مقاله‌ای دیگر با موضوع خودکنترلی باز کوشیدم مهارتم را در این زمینه ارتقا دهم اما از کسب دانش و اندوخته‌های ذهنی تا اقدام در میدان عمل، دنیایی فاصله است که گاه تا  قعر نومیدی و طعم تلخ سرخوردگی و ناکام ماندن پرتابت می‌کند.

اما اینک با این ایده تازه فرصتی را پیش رو می‌بینم تا دوباره از صفر آغاز کنم. از شروع کردن هراسی به دل راه ندهم و گام به گام چون کودکی نوپا راه رفتن را بیاموزم آن هم با تلاشی پیوسته و با فرضیه صفرشدن.

با این فرض خودم را در انتهای خط تصور نمی‌کنم. رویاهایم را تمام شده و فنارفته نمی‌دانم. با این فرض خودم را چون طفلی مجسم می‌کنم که هیچ شناختی از خود و دنیای پیرامونش ندارد و برای کشف و شناخت راهی را قرار است تاتی‌ تاتی‌ کنان طی کند که انتهایش معلوم نیست و نمی‌داند چقدر هم قرار است به طول انجامد؟

آنچه مهم است راهی است که آغاز نموده و تنها لذت بردن از مسیر و کشف‌های تازه در این سفر او را تا اوج آبی احساس خوشبختی به پرواز درآورد.

هر روز یک ایده، یک نکته تازه و یک تجربه. همین!

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.