اولین بار عنوان «صفحات صبحگاهی» را از زبان شاهین کلانتری شنیدم که با کلی استدلال و دلایل ریز و درشت سعی داشت نویسندگان نوقلم و تازه‌کار را که هنوز ابتدای مسیر نوشتن و  دنیای نویسندگی بودند، راضی کند که این موضوع را جدی بگیرند و از نوشتن روزانه آن در ابتدای صبح و بلافاصله پس از بیدارشدن غفلت نورزند.

من هم بالطبع و به پیروی از توصیه ایشان شروع به نوشتن این صفحات کردم، در رابطه با اینکه هر روز و بدون وقفه و آن هم با ویژگیهای مختص اینگونه از  آزادنویسی، آنها را نوشته‌ام، هیچ ادعایی ندارم! اما آنچه مرا به کنکاش دوباره برای فلسفه نوشتن این صفحات برد؛ یادآوری یک سری نکات در اثربخش بودن این نوع از نوشتن است که شاید برای خوانندگان احتمالی این مطلب نیز مفیدفایده افتد.

موضوعی که مرا در این یکی دو روز به فکر و تامل واداشت تفاوت بین صفحات صبحگاهی و هزارکلمه‌های روزانه و متن‌های دیگری از این دست است.

از آنجا که اشتباه رایج و فاحش من در نوشتن این سبک از آزادنویسی این بوده که به جای بی‌وقفه نوشتن و کم‌کردن فاصله میان مغز و دست مدام با منتقد درون کنار می‌آمدم و تسلیمش می‌شدم و همین هم سبب می‌شد که به جای ۲۰دقیقه نوشتن بلادرنگ شاید حدود یک ساعتی طول می‌کشید تا همان یک صفحه را هم بنویسم.

و در این بین بارها و بارها ذهنم به جاهای مختلف پرواز کرده و در عوالم دور و نزدیک سیر می‌کرد. و همین گاهی موجب دلزدگی و بی‌اشتیاقی برای نوشتن این یادداشت‌ها نیز می‌شد.

خانم جولیا کامرون در کتاب راه هنرمند می‌نویسد:

صفحات صبحگاهی، وسیله اصلی شفای خلاقیت است.

همچنین او برای نوشتن این صفحات شرایطی را مدنظر قرار داده و به خوانندگان توصیه می‌کند که اثربخشی آن را افزایش می‌بخشد.

صفحات صبحگاهی به هنرمند خردسال درونتان خوراک می‌رساند. پس صفحات خود را بنویسید.سه صفحه درباره هر مطلبی که به ذهنتان می‌آید.

و

صفحات صبحگاهی قابل مذاکره نیستند. یعنی به هیچ عذر و بهانه‌ای نمی‌توانید از آنها طفره بروید یا از مقدار آنها بکاهید… انتقادهای «سانسورکننده درونتان» اهمیت ندارد. معمولا این گرایش را داریم که باید در حال و هوای نوشتن باشیم تا بنویسیم. حال آنکه در واقع چنین نیست.

 

باری، با یادآوری این مطالب و مرور دوباره آن خوشبختانه دو روزی هست که براساس شرایط مذکور صفحاتم را می‌نویسم و جالب اینجاست که از وقتی بی‌وقفه و بدون تامل می‌نویسم ذهنم پویاتر است و کلمات سریعتر به ذهن متبادر می‌شوند تا وقتی که از اعماق آن به دنبال یافتن واژه‌ای متناسب می‌گردم.

۱۴۰۰/۲/۱۶