از روز پنجشنبه که چالش ۵روز نوشتن را با موفقیت به انجام رساندم، به قدری هیجان داشتم که تصمیم گرفتم آن را باری دیگر امتحان کنم شاید که با تکرار چندباره آن تبدیل به عادتی مثبت شود در جهت نظم داشتن و متعهدماندن به نوشتن روزانه که گره‌گشای بسیاری از ابهاماتم خواهد بود. چرا که هرگاه در این مسیر دچار وقفه می‌شوم  گویا رجعت کرده‌ام به نقطه شروعی که آغاز دوباره‌اش انرژی بیشتری از دفعات گذشته میطلبد.

شاید دلیلش همان کمال‌گرایی باشد که در هر شروع مجدد ناخودآگاه به سراغمان می‌آید و در دامش گرفتار می‌آییم بابت هراس از عدم تایید دیگران و دست نیافتن به آمال و ایده‌آل‌هایی که در ذهن مجسم نموده‌ایم و با هر عقب‌گرد دست‌یازیدن به آن را ممتنع‌تر از گذشته تصور می‌کنیم.

روز گذشته به مدد کلاس نظم شخصی با روش تازه‌تری از برنامه‌ریزی روزانه آشنا شدم که نسبت به جدول برنامه‌ریزی اسبق یک گام به بهره‌وری نزدیکتر است و قابلیت انعطاف‌پذیری بیشتری هم دارد.

علت این ادعا به خاطر تفکیک‌نمودن کارهای اصلی و فرعی در دو بخش برنامه‌های ثابت و موقت است که اولویت‌ کارها را در هر دوبخش مشخص می‌سازد.

شرط پایبندماندن بر آن هم دوری یکی دوساعته از موبایل و سایر عوامل حواس‌پرتی در حین انجام پروژه‌ها و کارهای مهمی است که می‌بایست تمام تمرکزمان را در آن زمان به کار مربوطه معطوف سازیم و درمقابل هرگونه وسوسه‌ای اعم از چک کردن پیام‌ها، چک کردن استوری‌،برقراری تماس‌های تلفنی غیرضروری و … ایستادگی کنیم و این حتی شامل افکار مزاحم و نشخوارهای ذهنی نیز می‌شود که با تکنیک کات‌ (بس است) بطور اگاهانه می‌توان از پیشروی و جولان دادن بیشتر آن در بستر ذهن پیشگیری نمود.

و امروز صبح هم تکنیک دیگری به نام نقطه تصمیم‌گیری را برگرفته از کتاب «دوساعت جادویی، جاش دوسین» یاد گرفتم.

در واقع این شیوه استفاده آگاهانه از زمان است برای اینکه بطور اتوماتیک‌وار نرویم سراغ کار بعدی!

شاید شما هم افرادی را دیده باشید که مدام درحال نالیدن از کمبود وقت و فرصت نداشتن برای رسیدگی به کارهای مهم‌شان هستند این درحالی است که با وجود ازدحام مشغلات اما برآیند کارهاشان از نتیجه مثبت و قابل انتظار برخوردار نیست.

اما این تکنیک به ما می‌گوید که: در طول روز گاهی لیست روزانه را بگذارید جلویتان آن‌گاه هرکاری که تمام شد و روی آن را خط می‌کشید لحظه‌ای مکث کرده و فکر کنید. اجازه ندهید ساعتها وقتتان به خاطر یک کار بیهوده به هدر رود. (حکایت همان کندشدن اره/تبر و تیزکردن آن است).

باید یادمان باشد که در نقاط تصمیم‌گیری توقف کنیم، سپس به کار بعدی فکر کنیم. (از خود بپرسیم: آیا این کار که قرار است انجام دهم، براستی مهم است؟ یا از سرعادت درگیرش هستم؟)

نکته آخر اینکه: باید بدانیم

عادت‌زدایی هم به اندازه ایجاد تغییرات و عادت‌های مثبت، حیاتی و حائز اهمیت است“.

۱۴۰۰/۱/۲۹