امروز یکی از دوستان دوره نویسندگی‌ام یادداشتی را در صفحه شخصی‌اش قرار داده بود که موضوع آن بیان دیدگاهش درباره کتاب مسخ کافکا بود، به او پیشنهاد مطالعه کتاب کامیار روزدار که نقد و تفسیری بر آن داستان نوشته است را دادم و لینکی از یک پست که در سایتم راجع به همین موضوع نوشته و منتشر کرده بودم را برایش ارسال کردم.

بعد از خواندن یادداشت نظرش را برایم توی دایرکت فرستاد. پیامش برایم جالب بود چون به  عقیده او تحلیلی که بر کتاب مسخ کافکا نوشته بودم پرمغز است. (عین عبارت خودش)البته لحظه‌ای بر این عقیده‌اش درنگ کردم چون آن را نوعی تحسین و ستایش دوستانه فرض کردم اما با خواندن دوباره آن نقد باری دیگر به حرفهای شاهین کلانتری ایمان آوردم.

وقتی خواندن و نوشتن در کنار هم باشند مکمل همدیگر خواهند بود و از هم جدا نیستند و هیچ یک از این دو را نباید به تنهایی دنبال کرد.

و امروز به این باور رسیدم که در نتیجه خوانش کتابها اندوخته‌ای از دانش و آگاهی در اعماق ذهن‌مان ته‌نشین می‌شود که بر نوع نوشتن و نحوه نگارش ما نیز تاثیرش را به طور ناخوادآگاه خواهد گذاشت بی‌آنکه خودمان اراده‌ای در این زمینه داشته باشیم.

نشت دانش به گونه‌ای آرام است که با پیوستگی و مداومت بر خواندن و نوشتن راه به جایی می‌برد که خود گمان نمی‌بریم چون زمانی می‌رسد که با دیدن و مطالعه دوباره آثاری که خود روزی نگاشته‌ایم انگشت تعجب و تحسین به دهان خواهیم برد حتی اگر به یاد نیاوریم که در چه زمان و مکانی آن نوشته‌ها را ثبت کرده‌ایم.

سخن به عبارت “مداومت” کشیده شد، امروز خانم ناهید عبدی  ویدئویی با همین موضوعی  توی صفحه شخصی‌اش گذاشت. عنوان ویدئو این بود: عاملی که ایجاد تمایز می‌کند.

خلاصه‌ای از گفته‌های خانم عبدی:

اگر شما جزو آن دسته از انسانها هستید که در کسب و کارتان خلاقیت و ایده خاصی برای عرضه‌کردن ندارید، می‌توانید از تداوم بهره ببرید چون در طولانی‌مدت تمایز ایجاد می‌کند

عموما آدمها به کارهای جسته گریخته اعتماد نمی‌کنند بلکه به افرادی که در کسب و کارشان حضور مدام دارند و افرادی کمیاب هستند، بیشتر اعتماد می‌کنند.

در اثر پیوستگی و استمرارداشتن در انجام یک کار به سطحی می‌رسیم که می‌توانیم ادعا کنیم در انجام آن کار (یا حوزه) متخصص شده‌ایم همچنین وارد لایه‌های تازه‌ای از کار می‌شویم چرا که در سطح همه می‌توانند فعالیت کنند اما با تداوم است که محتوا یا محصول ارائه شده به مرور عمق بیشتری پیدا می‌کند.

و نیز تجربیات زیسته‌مان منجر به یادگیری از خود می‌گردد که آنهم لایه‌های دیگری از  یادگیری است.

از سویی دیگر؛ قطع نشدن زنجیره تداوم اعتمادسازی می‌کند و  مخاطب خودش این تفاوت را  باید احساس کند  و این مهم جز در نتیجه کار مستمر به دست نمی‌آید.

بنابراین بایستی شجاعت ماندن پای خود را در خودمان پرورش دهیم برای هفته‌ها و روزهای متوالی. این تداوم ما را رشد می‌دهد و باعث ایجاد اعتماد در مخاطبان می‌شود.

۱۴۰۰/۱/۲۲