در آستانه شروع سال گذشته درست در همان زمانی که ویروس ناشناخته کرونا تازه داشت جای پای خودش را وسط زندگی آدمها و اجتماعات مختلف باز می‌کرد، برای من اتفاق میمونی رخ داد که آنهم آشناشدن با شاهین کلانتری و پیج مدرسه نویسندگی بود.

اشتیاق آشنایی با کسی که از محقق شدن رویاهای چندساله‌ات، با کلامی نغز و پرمایه سخن بگوید و با حرفهایش تو را مسحور سازد چنان‌که در هیجان پانهادن به پلکان موفقیت و چندقدمی نائل شدن به آرزوهایت از خود بیخود ‌شوی مرا برآن می‌داشت که هر دوره آموزشی جدیدی که مرتبط با نوشتن و دانش نویسندگی است را ثبت‌نام کنم. همچون آدم عطش‌زده‌ای که در بیابانی برهوت به یکباره نشانی از یک چشمه زلال و خنک می‌یابد و در اندک زمانی می‌خواهد همه آن آبها را با حجم تمام‌ناشدنی‌اش سرکشد.

باری؛ ثبت‌نام و عضویت در دوره‌های متعدد از قبیل: نویسندگی خلاق، چالش صدداستان، پرکاری در خانه، محتواتیم، هزار و یک محتوا، جعبه ابزار بیزینس و بعد از آن هم آشنایی با پیج دکتر سوگل مشایخی و ثبت‌نام دوره‌های تفسیر شعرهای سهراب و عاشقانه‌های سعدی علیرغم شور و هیجان بالایی که داشت اما رفته رفته همانند اتومبیلی که بیش از ظرفیتش بارهای سنگین سوار کرده باشند آن هم با سوخت محدودی که برای مسیر مزبور قابل تنظیم است، توان انگیزشی‌ام تحلیل رفت. چرا که با توقعات بسیاری که از خود در ذهن ساخته بودم و با هر عقب‌ماندگی نسبت به آن دوره خاص انتظار داشتم با همان سطح انرژی و توان سایرین در کارم موفق باشم و از سویی دیگر توقع دریافت بازخوردهای مثبت از سوی مخاطبین داشتم اما این امر در آن شرایط میسر و مقدور نبود، این شد که اندک اندک و به تجربه دریافتم که بطور همزمان و در اندک زمان اگر بخواهم به همه اهداف تعیین شده‌ام برسم اگر کاری ممتنع هم نباشد اما آن نتیجه مطلوب و مفید را هم نخواهد داشت بنابراین تصمی گرفتم از حجم عظیم کارهایی که بر دوشم افکنده بود، به مرور بکاهم. به طور مثال یکی از دو پیج اینستاگرامم را که در دو راستا و موضوع برایشان محتوا تولید و منتشر می‌کردم، بستم (حداقل برای مدتی موقت تا به برنامه‌هایم سر و سامانی بدهم و آن گاه با انرژی مضاعف‌تری بازگردم).

از دنبال کردن جلسات آموزشی  یکی از دوره‌ها که بصورت مشترک برگزار می‌شد، علیرغم مفید و پربار بودن مطالب و محتواهای عرضه‌شده اما در اولویت نبودن آن نوع از کسب و کار صرفنظر کردم.

محتواهای آموزشی یک دوره را که در قالب فیلم و  ویدئو بود ذخیره کردم تا در فرصتی مناسب‌تر سراغ‌شان رفته و به تمرین عملی محتواهای ارائه شده بپردازم.

باری؛ اینک و در آغاز فرارسیدن سال نو با کسب تجربه اندوخته از سال پیشین تصمیم گرفتم برای اینکه عملکرد بهتری برای دستیابی به اهداف و برنامه‌های سالانه‌ام داشته باشم به چند نکته باید توجه و اهتمام ویژه داشته باشم:

  • از داشتن اهداف متعدد و پراکنده خودداری کنم. لذا بایستی اهدافم را در یک یا دو هدف اصلی خلاصه کنم و مهم‌تر اینکه آن اهداف محدود را حتما یادداشت کنم تا علاوه بر اینکه در ذهن تثبیت شود قابلیت مرورکردن و یادآوری هم داشته باشد.
  • اهداف کلان را به هدف‌های خردتر تبدیل نموده و برای آن برنامه های کوتاه مدت و حتی روزانه مدون نمایم تا راحت‌تر قایب پیگیری باشد چرا که ذهن با تصویرسازی از یک هدف بزرگ و دور از دسترس دچار ترس از شکست شده و از رویاررویی با آن به طور ناخودآگاه به مقاومت کردن روی می‌آورد ضمنا از آشفتگی، بی‌نظمی و هرج و مرج افکار نیز پیشگیری می‌شود.
  • از همه مهم‌تر اینکه به جای نوشتن لیست بلندبالایی از یک یا چند هدف بزرگ ترجیحا به نوشتن یک کلمه برای کل سال اکتفا کنم و آن کلمه را نصب‌العین قرار دهم تا در تمام طول سال رابطه صمیمانه‌ای با آن برقرار سازم و بجای دوری‌کردن ذهن از آن، سبب پذیرش آسان‌تر آن و انعطاف‌پذیری شده و مجال بیشتری در جهت برنامه‌ریزی و چیدن طرح‌های نو و ایده‌های خلاقانه برای رسیدن به آن پیدا کند.