آندم که متجلی ساختی،
رقص پروازت را بر فراز آسمان عاشقی
تازه دانستیم که هرگز تو را نشناختهایم.
تو را که در رستاخیز شور و شهادت
مشق عشق کردی…
تو را که اخلاص و ایثار
در کنه جانت جای داشت و معنایی دوباره بخشیدیاش!
تو را که تمثیل مالک شدی در عصر فتنههای تمدن بشری!
رفتنت؛ درهای قلبمان را گشود؛
برای تأسی از آزادمردی و آزادمنشیات.
تو که با ایستادگیات در میدان مردانگی و جولان شهامت
درس چگونه «مردن» را به ما آموختی.
بیشک چگونه «زیستن» را یافته بودی!
موهبتی که هرکسی را نصیب نیست!
تو را که هیبت مرگ در نظرت فروفریخته بود
چونانکه مشتاقانه بسویش شتافتی و آغوش گشودی،
و اینگونه بود که خلع سلاح شد اهرمن،
چرا که مسیر پرگشودنت،
شاهراه سبز و روشنی است که ادامهدهندگانت خواهند پیمود.




4 پاسخ
خوب توصیف نموده اید.
موفق باشید.
سپاسگزارم از نظر لطفتون. نگاهتون زیباست!
شما چقدر خوب شعر میگین دوست عزیز
سلامت باشین معصومه نازنین. سپاس از همراهیتون.