من از صبح ازل آوارۀ کوی تو بودم
پریشانخاطر و سرگشتهی موی تو بودم
نگاهی گر کنی این خستۀ بیمار خود را
همی دانی که من شیدائیه روی تو بودم
من از صبح ازل آوارۀ کوی تو بودم
پریشانخاطر و سرگشتهی موی تو بودم
نگاهی گر کنی این خستۀ بیمار خود را
همی دانی که من شیدائیه روی تو بودم
آخرین دیدگاهها