در تفسیر دلتنگی هایم از برای تو؛

کرانه‌ای پدیدار نیست،

و عاشقانه‌هایم تمامی ندارد.

اجزای تنم،

همه دُردآلودِ شراب هستی توأند.

و مدتهاست

که به عطر مرموز یادت،

اعتیادی دیرینه دارم.

چشم فرو می‌بندم

تا در پناه شعرم

همچون گلی؛

غنوده در سایۀ امید،

به سرچشمه‌های راز تو

بر گذرگاه خاطرم راه یابم.