باید فراموشت کنم…
سهل است این، نه ادعا
گر سخت؛ اما ممکن است
تا سر کشم جام بلا
از دفترم خط بزنم
کلاً نشان های تو را
یا بدتر از آن ذهن خود
از فکر تو سازم رها
روزی که بر قلبم کشید
طرحی زچشمان تو را
آن روز من غافل بدم
خود با من این کردی جفا
پای غرورم باز شد
یک باره در این ماجرا
ورنه خدنگ چشم تو
جانا کجا و من کجا؟
از کوی تو پر میکشم
زخمم زدی ای بیوفا
این پاسخ مهرم نبود
بی من تو را باشد سزا
۱۱/۴/۱۴۰۱




آخرین دیدگاهها