تلنگر

هر نویسنده‌ای با شخصیت‌ها و قریحه‌ی نویسندگی‌اش تنها در پی یک چیز است:
یافتن خویش. 

                                                                                              ژرژ سیمون

این همان جمله‌ای بود که امروز در اینستاگرام به چشمم خورد و بی‌آنکه الان در خاطرم مانده باشد توسط چه فردی منتشر شده، از تصویرش عکس  گرفتم.

این روزها به قدری سردرگم و بلاتکلیفم که با وجود اینکه ظاهراً به تعهدم برای نوشتن و تولید محتوا پایبند هستم اما فکر می‌کنم بیشتر شبیه این است که بدون هدف فقط دور خودم می‌چرخم. یعنی تولید محتوایی که عمقی نیست وصرفاً در پی سیراب کردن یک عطش آنی و موقتی است.

برحسب اتفاق همین امروز نوشته یکی از دوستان نویسنده که درزمینه تولیدمحتوا تجربیات  خوبی اندوخته مرا به فکر واداشت. مثلا نوشته بود که ما با نوشتن و تولید کردن محتوا در وهله اول خودمان را رشد می‌دهیم و  دستیابی به عزت نفس از دستاوردهای مهم آن است که
باعث خودشناسی و رشد و ارتقای مهارت‌های فردی نیز می‌شود. از جمله: روبه رو شدن با ترس‌ها و نقاط ضعفی که بخشی از شخصیت ما را دربرمی‌گیرد.

یاد جمله‌ دوستی افتادم که می‌گفت:  هر نویسنده با انتشار محتوا در واقع بخشی از وجود خودش که احساسات و افکار  و عواطف اوست را به نمایش می‌گذارد.

باری؛  این سوال در ذهنم شکل گرفت که چه چیزهایی مرا به این سبک و شیوه از نوشتن و تولیدکردن و انتشاز محتوایی سوق داده که از من چهره یک فرد غمگین، احساساتی و احتمالا باری به هر جهت را به دیگران معرفی کند؟ که اگر این طور باشد این همان تصوری است که من از خودم دارم و تا آن جا پیش رفته‌ام که  به رغم تولید محتوای هر روزه از آن لذت چندانی نمی‌برم و این احساس را دارم که رشد و پیشرفتی رخ نمی‌دهد. بلکه به نوعی دچار درجا زدن و پسرفت نیز شده‌ام. بنابراین باید قبل از آن که این روند تبدیل به عادت شود و بیرون زدن از چنین مهلکه‌ای برایم سخت‌ و ممتنع گردد، خودم را بیرون بکشم.

بنابراین در یک تصمیم ضربتی اما شایسته با خودم قرار گذاشتم به جای حذف کردن برنامه‌هایی که اسباب حواس‌پرتی و اتلاف وقت هستند، آنها را در یک پوشه برای مدتی بایگانی کنم تا کمتر به بهانه چک کردن پیام‌ها و هزاران محتوای رنگارنگ و اغواگر سراغ‌شان بروم و به افسون‌شان گرفتار و در بند شوم.

اینک زمانش رسیده که من اراده سست و اهمال‌گرم را زیر کنترل خودم درآورم و برای دستیابی به اهداف مهم‌تر و بلندمدت خویش دست به یک هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی بزنم. گام اول در این مرحله خودشناسی و عزت نفس خواهد بود و به موازات آن اقدام کردن و پریدن به دل ترس‌هایی که مرا از رسیدن به رویاهایم باز داشته و خودباوری‌ام را به یاس و تسلیم وامی‌دارند.

من از امشب و از همین الان مطابق اهدف روزانه و سالانه‌ام فقط به رشد و توسعه فردی خودم و کمک کردن به دیگرانی که محتوا و خدمات من برایشان سودمند است، فکر می‌کنم و اولین قدم را از طریق محدودکردن ساعات حضور در شبکه‌های اجتماعی و روی آوردن به نوشتن و خواندن بیشتر در طول ساعات شبانه‌روز برمی‌دارم.

من به اهداف سالانه‌ و بلندمدت خود متعهد می‌مانم و روزانه با انجام دادن بخش کوچکی از آن به چشم‌انداز زیبا و قایل دسترس رویاهایم می‌اندیشم که دیری نمی‌گذرد تا آنها را در آغوش بگیرم.
۲۳/۳/۱۴۰۱

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

  1. انشالله که به اهداف قشنگت برسی. بد نیست به یکی متعهد بشی پابندیت به محدودیت زمان توقف در شبکه‌ها را. برای من این تعهد خیلی مفید بود. یکی که باورت داره و دوست داره بهت کمک کنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *