رمان: ضجه‌های سکوت

بسمه تعالی

 

با سلام و ضمن عرض ارادت و احترام بنده به  تمامی دوستان عزیزی که من رو در نوشتن محتوای سایت همراهی می‌کنند و مطالب این رمان رو تاکنون دنبال کرده‌اند، اولا بابت تاخیر چند هفته ای در انتشار بخش های جدید رمان از محضورتان پوزش می طلبم و ثانیا به اطلاع می‌رسانم جهت سهولت دسترسی و خوانایی راحتتر آن، رمان مذکور با نام “فریاد بزن” به صورت قسمت‌بندی شده در سربرگ جدیدی با همین عنوان منتشر می‌شود. لذا از کلیه خوانندگان ارجمند خواهشمندم برای خوانش ادامه داستان به آن برگه مراجعه کنند.

با سپاس فراوان: معصومه سورگی

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

19 پاسخ

  1. عالی شده این تیکه واقعا اون حسی که از شنیدن تهمت به کارکتر دست داده رو زیبا بیان‌کردی موفق باشی عزیزم

  2. داشتن یک استاد خوب در زندگی انسان بسیار سودمند است؛ استادی که بتواند شناخت درون را به ما بیاموزد.

    سلام خانم سورگی عزیز😍
    اول خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم
    و بعد مچکر که هستین😍
    و رمانی زیبا و عالییی 😉🌹

  3. داشتن یک استاد خوب در زندگی انسان بسیار سودمند است؛ استادی که بتواند شناخت درون را به ما بیاموزد.

    سلام خانم سورگی عزیز😍
    خیلیییی خوشحالم که با شما آشنا شدم معلم عزیز و مهربان😍
    رمانی زیبا و عالییی 😉🌹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *