خود عزیز و دوستداشتنیام! این نخستین نگاشتهای است که بنا به قول نیما در «حرفهای همسایه» به تو مینویسم.
آنجا که نیما میگوید: “آیا آن صفا و پاکیزگی را که لازم است، در خلوت خود مییابی یا نه؟» و باز در واپسین جمله از نامه اولش تاکید میکند:
« شروع کن به صفادادن شخص خودت،شروع کن به پاکیزه ساختن خودت. آن خلوت که ما در آن حرف میزنیم، عصارهای از صفا و پاکیزگی ماست، نه چیز دیگر.
و حالا من با نیت خلوت گزینی با خود خویش مبادرت به مکتوب نمودن افکارم در این نشست صمیمی ورزیدهام.
چه بیشمار لحظههایی که به هم نگاه نکردهایم و از گفتگو باهم گریختهایم اما هنوز فرصت باقیاست و اینک من بازگشتهام تا یک بار دیگر این صفا و صمیمیت را احیا کنم و با تو از آنچه مایه وهم و تشویش خاطر من است و یا به گاه دیگر موجب شادمانی و روشنی قلبم میگردد، سخن گویم.
امروز بعد از شنیدن فایل صوتی شاهین کلانتری که از طبیعی بودن شکستهای مکرر در برنامهریزیای متعدد میگفت، تصمیم گرفتم برای چندمین بار دست آشتی به سوی نوشتن دراز کنم و خودم را بعد از حبس و شکنجههای بیامان در زندان خاموش روح به واسطه بیانضباطی، تعهدنداشتن نسبت به برنامههای روزانه و ماهیانه و بدتر از آن سرزنشهای پیاپی برای این احساس دردآور که «من مادر لایقی نیستم» از بند این اسارت آزاد کردم و در آغوش کشیدم. آن وقت در گوش خود زمزمه کردم: اگر هنوز فرصت زنده ماندن و نفس کشیدن هست پس زمانی برای زندگی کردن و درک معناهای تازهای برای ادامه حیات هست و باید آن را قدر دانست.
له پاس اولین قدرشناسی از خود، بدون برپایی هیچ محاکمه و دادگاه قضاوتی رای به بخشایش خویش صادر کردم و شرط بستیم به چند چیز پایبند بمانیم:تکرار هر روزه این جملات
۱- من دوستداشتنی هستم. چون من نقصها و ضعفهایم را میپذیرم و برای تغییر و اصلاح اشتباهاتم از مطالعه، تحربیات زیسته خود و سخنان ارزشمندی که میشنوم به سود خویش و در راستای رشد و توسعه فردیام بهره میحویم.
۲-من خودم را برای اشتباهات و شکستهای مکررم میبخشم و از هر درسی که فرامیگیرم آنها را برای گام بعدی و در عمل به کار میگیرم.
۳- هر روز سه اولویت اصلی را در کارهایم مدنظر قرار دهم و بر انجام آن متعهد بمانم و گزارشی از کارهایی که انجام دادهام و نباید انجام دهم، تهیه کنم.
۴- هر روز برای اندیشیدن به ایده جدید و یادگیری یک مهارت تلاش کنم.
۱۴۰۰/۷/۲




آخرین دیدگاهها