دچار گشتم من
با ماه روی تو
همسان آن حس که
سهراب از آن می‌گفت.

وان
پیچکی که می‌بالد
بر قامت خیالت باز
آواز می‌خواند
هر شب به یاد تو

کابین الفت نیز
سهم وسیعی شد
از حیث معنایی
در بطن روح من

غم هم فزونی گشت
در هجر وصل تو
چون چشمه جاری شد
در دشت سودایت

هرچند ازین محنت
راه گریزی نیست،
گر رام نتوان کرد،
جز تکه‌ای مرداب
ما را نصیبی نیست.

۱۴۰۰/۷/۲۳