نام رضا قاسمی را اولین بار از زبان استادم شاهین کلانتری و تعریف‌ و تمجیدهایش درباره کتاب «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» شنیده بودم.

و اعتراف می‌کنم که دوبار برای مطالعه این رمان که از جمله رمان‌های برجسته و معروف ایرانی در دهه ۷۰ است، اقدام کردم اما هر دوبار فقط تا صفحات اولیه کتاب پیش رفتم و هنوز هم متاسفانه موفق به خوانش کامل آن نشده‌ام!

در دوره اخیر سمپوزیوم کتابی معرفی شد که برحسب کنجکاوی و ولع این روزهایم برای خرید کتاب، آن را در فهرست کتابخانه‌ام جای داد. و حالا بعد از مطالعه گفت و گویی که محمد عبدی طی چند مصاحبه با رضا قاسمی داشته – و در کتابی با همین عنوان نیز به چاپ رسیده است-  بسیار مشتاق‌ شده‌ام تا  «همنوانی شبانه» و دیگر رمان‌های قاسمی (که او را در زمره بهترین نویسندگان دهه ۷۰-۸۰ ایرانی قرار می‌دهد)، تهیه کرده و بخوانم.

سخنان صادقانه قاسمی و و خاطراتش از دورانی که در ایران می‌زیسته و همچنین فعالیتهای هنری‌ او در تئاتر و بعد هم مهاجرتش به پاریس و ادامه فعالیتش در زمینه نویسندگی، مجموعه‌ای بسیار خواندنی و صمیمانه را گردآوری نموده است. خواننده ازطریق مطالعه این مصاحبه جذاب با جهان داستانی نویسنده و نظراتش درباره موسیقی، نوشتن و تعدادی از آثار مهم و معروف نویسندگی جهانی آشنا می‌شود. آنچه بیش از هرچیز  در این گفت‌وگو نظرم را جلب نمود، صمیمیت قاسمی در پاسخ به سوالات خبرنگار بود که در طی دیدارهایی دوستانه و نه رسمی شکل گرفته است. او در خصوص تاثیرپذیری‌اش از نویسندگانی چون بکت، چخوف، بورخس و … که بطور غیرمستقیم و ناخودآگاه بوده است، سخن می‌گوید و در باب پرسوناژ رمان معروفش که از روی شخصیت «صادق هدایت» ودادن بخشی از کاراکتر راوی به «هدایت» صورت گرفته، سخن می‌راند.

در اینجا لازم دیدم که توجه شما را به نوشته‌ای که در پشت جلد درج شده است، جلب نمایم:

همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها در ابتدای ده] هشتاد به یک حادثه ادبی بدل شد که نام نویسنده‌اش، رضا قاسمی را به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات ایران تثبیت کرد.

در این گفت‌وگوی بلند که طی چند نوبت در پاریس انجام شده است، او از این رمان و دیگر آثارش، جادوی ادبیات و خلق هنری می‌گوید و در ادامه از تجربیاتش در زمینه تئاتر و موسیقی می‌خوانیم.

پی‌نوشت۱:

از دیگر آثار مهم نویسنده می‌توان به رمان‌های «چاه بابل» و «وردی که بره‌ها می‌خوانند» اشاره نمود که تقریبا بیشتر آثارش در فضایی در هم پیچیده و آمیخته از واقعیت و تخیل خلق شده است، نام برد.

پی‌نوشت۲:

با وجود مشابهت فضا و ساختار داستانهای قاسمی با داستان نویسندگانی چون صادق هدایت (به ویژه بوف کور) و بهرام صادقی (ملکوت) اما وی در نهایت دنیایی بسیار شخصی و متفاوت را که متعلق به خود اوست می‌آفریند و خواننده هوشمند را با خود در این مسیر همراه می‌سازد.

۲/۷/۱۴۰۰