ثروت متعلق به کسانی است که موضوعات تازه را خیلی سریع می‌آموزند.
-پل زین پیلزر

از دانشگاه که فارغ‌التحصیل شدم شرایط استخدامی چندان مهیا نبود، اما هیچ تمایل نداشتم که گوشه خانه کز کنم و به انتظار معجزه‌ای روزها و هفته‌ها را بشمرم و آگهی‌های درج شده در روزنامه‌های مختلف را مدام زیر و رو کنم. از طرفی هیچ تجربه کاری خاصی هم نداشتم. به تعدادی از شرکت‌های کامپیوتری در شهر خودمان برای درخواست کار مراجعه کردم تا اینکه صاحب یکی از شرکت‌ها پیشنهاد تدریس خصوصی در منزل برای مشتریانش را داد. با اینکه نگران کمبود مهارت عملی‌ام بودم اما بر ترس درونم غلبه کردم و پیشنهادش را پذیرفتم. همان اولین تجربه و دریافت بازخوردهای مثبت در نتیجۀ رضایت مشتری از تدریسم باعث شد که سفارش شرکت دیگری را هم برای این کار قبول کنم و اولین قدم‌هایم برای حرکت در این مسیر را بردارم و به جای عقب‌نشینی و اجازه دادن بر مقاومت ذهنی، سعی کنم تا به تلاشم برای یادگیری مهارتهای جدید بیفزایم. به فاصله نه چندان زیادی کارت مربیگری‌ام را از سازمان فنی و حرفه‌ای گرفتم و مسئولیت یک خدمات کامپیوتری را که یکی از آشنایان با سرمایه شخصی‌اش راه‌اندازی کرده بود، برعهده گرفتم و همزمان برای تعدادی از مشتریان دانشجو تدریس خصوصی هم می‌کردم. با گذشت اندک زمانی مساعی من برای رشد و یادگیری در زمینه مهارت موردعلاقه‌ام باعث شد تا در سازمان بیمه استخدام شوم که البته پنج سال بعد به خاطر رغبت و علاقه شخصی خودم به تدریس از آنجا استعفا دادم. اما همیشه خدا را شاکر هستم که شوق یادگیری موجب شده تا از ورود به عرصه‌های جدید مدنظرم هراسی به دل راه ندهم و طی این چند سال اخیر نیز علیرغم رشته و مدرک تحصیلی خودم، وارد حیطه‌های جدیدی از قبیل: روان‌شناسی و نوشتن شده‌ام که بسیار برایم لذتبخش است و برای دستیابی به اهدافی که در ذهن دارم سعی می‌کنم هر روز چیزهای تازه‌تری بیاموزم حتی اگر این روند رشد و یادگیری لاک‌پشت‌وار و آهسته باشد باز هم به موفقیت خودم امیدوار هستم.
من دربارۀ این جمله چه فکر می‌کنم؟ ثروت متعلق به کسانی است که موضوعات تازه را خیلی سریع می‌آموزند.
از سالیان دور طرز تفکر اغلب افراد جامعه‌ای که در آن بزرگ شدم و قدم کشیدم این گونه بوده است که بهره‌مند شدن از یک شغل ثابت که امنیت و آرامش خاطر به بار آورد از داشتن هر شغلی که دارای ریسک و خطرپذیری است، بهتر است اما امروز به مدد آگاهی‌بخشی از طریق دانش و رسانه‌های روز می‌توان این فکر را جایگزین نمود که ثروت واقعی متعلق به افرادی نیست که در حاشیه امن خویش پناه جسته‌اند و از ترس هرگونه ریسک و شکستی به کمترین‌ها قناعت می‌ورزند بلکه آنهایی ثروتمند به حساب می‌آیند که ذهن شفاف و آماده‌ای برای آموختن مهارتهای تازه و دانش جدید دارند. از مسئولیت‌پذیری و عدم موفقیت نمی‌هراسند بلکه بر تجربیات زیسته و نیروی اراده خودشان تکیه می‌کنند. از تعامل و برقراری ارتباط با متخصصین و افراد آگاه در آن حوزه‌‌ها نیز ابایی ندارند، حتی اگر قرار باشد بارها این مسیر را تکرار کرده و از سر نو شروع کنند.
من سرعت یادگیری خودم را چطور ارزیابی می‌کنم؟
سرعت یادگیری من در حد متوسط و یا اندکی بالاتر است اما این را هم می‌دانم که بخش اعظمی از توسعه و موفقیت انسانها متعلق به بهره هوشی‌شان نیست بلکه در این میان عمده‌ترین سهم از آنِ پشتکار و ممارست فردی و مشارکت گروهی است و در این یکی دو سال اخیر کوشیده‌ام سهم بیشتری را به این بخش تخصیص دهم.
آیا از موضوعات نو و تازه استقبال می‌کنم؟
درصورتی که آن موضوعات مربوط به حوزه موردعلاقه من باشد و زمینه تغییر و پیشرفتم را فراهم کند، از آن استقبال می‌کنم.
موانع یادگیری من چیست؟ اهمال‌کاری‌هایی که در نتیجه عدم خودباوری و یا کمالگرایی است و عدم برخورداری از مدیریت زمان به نحو مطلوب و بهینه
من چه چیزی می‌توانم به این جمله اضافه کنم؟
اینکه زمان همیشه در جریان است و هیچ‌گاه منتظر تصمیم ما نمی‌ماند پس اگر به واقع در دل خواهان این هستیم که پابه پای دانش روز و حتی جلوتر از آن پیش برویم هرگز نباید از آموختن چیزهای تازه دست برداریم. کافی است برای مدت کوتاهی درنگ کنیم و حتی بدتر از آن به قصد استراحت یا تن دادن به یاس و تنبلی از این مسیر خارج شویم آن وقت شاید فرصت کوتاهی که در اختیارمان هست زمان چندانی درجهت جبران زمان از دست رفته برایمان باقی نگذارد.