موجز بنویس:
شاید آنچه برای یک نویسنده (آنطور که در وهله نخست به نظر میآید) چندان آسان نیست، ایجازنویسی است.
اینکه دهها برگه و صدها کلمه بدون هیچ رنج و تلاشی نوشته شود از عهده هر نویسنده تازهکاری برمیآید اما چیزی که به نوشته ارزش میدهد و آن را تاثیرگذار میکند، استفاده از کلماتی است که با نهایت دقت و اطمینان انتخاب شدهاند، آنهم نه در اولین نوشتن بلکه پس از ممارستهای زیاد درطول دوره بازخوانی و بازنویسی.
نکته مهمی که یک نویسنده باید بدان واقف باشد این است که از حذفکردن کلمات زائد هراسی نداشته باشد. ممکن است برای نوشتن یک متن ساعتها وقت گذاشته باشی و با این وجود اگر بخواهی بسیاری از آن کلمات را حذف کنی آن قدرها هم کار سهل و آسانی نباشد چون بعید نیست آخر سر یک نوشته بسیار کوتاه و حتی یک صفحه سفید برایت باقی بماند اما در نظر داشته باش که این سختی را باید به جان بخری.
کالوم مک کن در کتاب لذت لگدزدن به آگاهی مینویسد:
«یک صفحه خالی بهتر از صفحهای است که بیرنج و تلاش نوشته شده باشد.»
بدیهی است که برای دستیافتن به چنین گذشت و روحیهای یک نکته اساسی و درس مهم را همواره باید به ذهن بسپاری و آن هم این است گه وحشت از صفحه سفید کاغذ را کنار بگذاری و خودت را ملزم کنی که از پای نوشتن (چه روی کاغذ یا جلوی کامپیوتر) بلند یابینشوی و در برابر مقاومت درونیای که تو را از نوشتن بازمیدارد، محکمتر و پایدارتر از آن نقش خودت را ایفا کنی.
ایدهیابی:
در جستجوی یافتن ایدهای برای نوشتن لزوماً نباید کنج خانه بنشینی و منتظر رسیدن الهامات غیبی بمانی.
باید برخیزی. به دنبال ایدهها چشم و گوش و هوش خودت را به کار بگیر. توی پیادهرو یا بوستان که قدم میزنی، توی اتوبوس، لابهلای اخبار جورواجور هر روزه اعم از تلخ یا شگفتانگیز. توی حرفهایی که از زبان آدمهای پیر و جوان و خردسال دور و اطرافت در هر نقش و رنگ و شخصیتی که هستند، فقط نظارهگر خوبی باش و ایدهها را سرقت کن.
چیزهایی را که به ذهنت خطور میکنند و مثل جرقهای در مغزت میدرخشند، سریع بنویس و رهایش نکن.
هیچ ایدهای را دست کم نگیر. شاید با پرورش دادن و آب و تاب بخشیدن اثری خلق کنی که خودت را هم شگفتزده کند در حد یک شاهکار ادبی!




آخرین دیدگاهها