رمان شب هول

کتاب رمان شب هول را حدود یک سال قبل خریدم اما تازه چند روز پیش قرعه به نامش افتاد که از قفسه کتابخانه ام به نیت خواندن برداشته شود آن هم به هوای شرکت در جلسه نقد ادبی (#موسسه_هنری_ارژنگ). و کاش همیشه از این قبیل بهانه‌ها دست دهد تا فرصت مطالعه رمان‌های فاخر و برجسته ایرانی را پیداکنیم. رمان‌هایی که گاهی حتی مهر گمنامی بر پیشانی شان حک شده و غریب مانده‌اند. شب هول هم به نظرم از این دسته است که با وجود تکنیک قوی داستان‌نویسی احتمالا به دلیل ساختار پیچیده در خط سیر داستانی و تعدد شخصیت‌های راوی کمتر مورد اقبال عموم قرار گرفته است.
این اثر در دهه ۵۰ توسط هرمز شهدادی به نگارش درآمده و به صورت چند لایه‌ای است که به یک خط سیر تاریخی در تحولات ایران اشاره می‌کند و تا حد زیادی انعکاس دهنده‌ی تاریخ معاصر این کشور است. به نظرم خواننده‌ای که برای اولین بار داستان را می‌خواند به خاطر شخصبت های هم‌نام (یا حتی اسامی خیابان‌ها) کمی سردرگم می‌شود اما آن‌چه در خوانش این داستان (حداقل برای بار اول) حائز اهمیت است این است که دانستن این اسامی و شخصیت‌هایی که شبیه به هم هستند، چندان مهم نیست و به نظر می‌رسد، نویسنده قصد داشته اشتراکاتی را نشان دهد که در دوره‌های تاریخی معاصر (ازجمله انقلاب مشروطه) و مناسباتی مثل دیوان سالاری دستخوش تغییر نشده و همچنان به قوت خود باقی مانده اند.
از طرفی دیگر انتخاب هوشمندانه برخی اسامی با داستانهای اساطیری ایران و ادیان آسمانی نیز پیوند خورده است از جمله: ساره و ابراهیم، اسحاق و اسماعیل.

 داستان از زاویه دید راوی‌های متعددی روایت شده و  از یک سفر آغاز می‌شود. سفری که بیش از یک مسافرت عادی به طول می‌انجامد و ابتدای آن نزدیک به  دوره مشروطه است. از نقاط قوت داستان می‌توان به پیوند آن با داستان‌های مذهبی اشاره نمود. مثل: ماجرای هاجر و اساعیل. همچنین ساره و ابراهیم. 

نویسنده در بخشی از داستان، آن جا که درباره دین جدید می‌نویسد، مثلا اینکه: «ایمان تصویر جنایت را به شوق تعالی تبدیل می‌کند…» ایده‌ها و اندیشه‌های خود را به صورت واضح بیان می‌کند و این حس به خواننده القا می‌شود که داستان از فضای داستانی خود خارج شده و به مقاله شباهت پیدا کرده است. و نویسنده با این مستقیم‌گویی دیگر در قید و بند تخیل داستانی نیست.  

نکته ای که در پایان می‌توانم یادآوری کنم تاکید بر این مهم است که شب هول بدون شک اثری است که باید بیش از یک بار آن را خواند و در هرخوانش دوباره می‌توان به مفاهیمی که نویسنده می‌خواسته بدان‌ها اشاره نماید، دست یافت.
چیزی که در این اثر ارزشمند توجهم را بیش از هرچیز جلب و تاحدی شگفت‌آور می نمود؛ پیش بینی درست نویسنده درباره تحولات و رویدادهای بعد از دهه ۵۰ در ایران است درحالی که قبل از آن دوره نگاشته شده است.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *