مقدمه:
امروز هنگامی که میخواهیم با دختر سه سالهام به پارک برویم به او حق انتخاب لباسش را میدهم، رنگ سارافون و جواب شلواریای که انتخاب میکند از دیدگاه من باهم هماهنگ نیست و حتی دچار این وسواس میشوم که اگر کسی او را با این نحوهی پوشش ببیند، چه برداشت و قضاوتی دربارهی سلیقهی من به عنوان مادرش خواهد کرد؟ اما با کمی تأمل بیشتر سعی میکنم که براین افکار مزاحم غلبه کنم و اجازه دهم که هرطور دوست دارد از دید کودکانهی خودش در انتخاب لباسها و رنگشان آزادانه عمل کند تا ازاین طریق فرصت فکرکردن و تصمیمگیری را به بدهم.
دیشب برای فرزندم کتاب قصهای را خواندم که با پایانی خوش تمام شده بود درانتها نیز نویسنده جملاتی را به نتیجهگیری از موضوع قصه اختصاص داده بود، آن لحظه باخود اندیشیدم: «کجای داستانهای کودکانهای ازین دست، اجازهی تفکر راجع به حوادث و جریانات مرتبط با آن و فرصت تحلیل نمودن نتایج احتمالی در ذهن کودکان داده شده است؟

تفکر انتقادی چیست؟
فکر انتقادی به فردکمک میکند تا بتواند به بهترین راهحل ممکن برسد.
آموزش این مهارت به کودکان و نوجوانان راهی است برای کمکنمودن به آنها جهت تفکر درمورد هرآنچه که در حال حاضر ذهنشان را به خود مشغول کرده است، طوری که بتوانند به نتیجه نهایی برسند.
اما تفکر انتقادی انباشتن حقایق و دانش (مانند جدول ضرب یا حفظ طوطیوار مطالب ) در مغز کودکان نیست که بتوانند یک بار آنرا فراگرفته و برای همیشه از آن استفاده نمایند.
درحقیقت؛ تفکر انتقادی به فرد در شناخت یک مشکل تا پیداکردن راهحل آن کمک میکند.
برای رسیدن به چنین مهارتی نیاز نیست فرزندتان به نوجوانی برسد. بچهها از سنین قبل از دبستان آماده یادگیری تفکر انتقادی میشوند؛ شیوه تفکری که باعث میشود آنها هر چیزی را چشم بسته قبول نکنند و به سادگی نپذیرند.
تفکر انتقادی را باید از سنین پایین به کودکان آموزش دهید تا وقتی بزرگتر شدند در مقابل دوستان ناسالم، انتخابهای اشتباه یا حتی موج تبلیغات و مد و رسانه، بتوانند تصمیم درست بگیرند و از خودشان محافظت کنند.
برطبق مطالعات ژان پیاژه[۱]، روانشناس سوئیسی مشکل عمدۀ کودکان درمورد واقعیت، خودمحوری آنهاست. و چنانچه فرد در یک روند بهنجار تحولی قرار گیرد انتظار میرود که فرد از خودمحوری خارج و به مسئلهمداری برسد.
بنابراین نهاد خانواده و سایر نظامهای تربیتی بایستی همواره تفکر انتقادی را ارج نهند و با تقویت نمودن آن زمینه ظهور و مداومت این نوع تفکر را فراهم نمایند.
تعریف مهارت تفکر انتقادی:
تفکر نقادانه توانایی تحلیل اطلاعات و تجربهها را به شخص میدهد. والدین و مربیان با آموزش دادن این مهارت به نوجوانان آنان را قادر میسازند تادر برخورد با ارزشها، فشار همسالان و رسانههای گروهی مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از در امان بمانند.
نهادهای تربیتی با آموزش مهارتهای زندگی به کودکان و نوجوانان آنان را قادر میسازند تا ارزشها، نگرشها و دانش خود را به توانائیهای بالقوه تبدیل کنند و درواقع یاد میگیرند که چه کاری بکنند و چگونه آن را انجام دهند. همچنین باعث میشود که انگیزه و رفتار سالم داشته باشند. ازاین رو آموختن این مهارتها بر احساس فرد از خود و دیگران، به اندازۀ ادراک دیگران از او تاثیر میگذارد.
با ارتقای سطح بهداشت روانی افراد، پیشگیری از مشکلات بهداشتی و رفتاری آنان افزایش خواهد یافت.

شیوههای پرورش تفکر انتقادی در فرزندان:
برای پرورش مهارتهایی چون تفکر انتقادی باید صبور باشید و گام به گام با فرزندتان همراه باشید. از کارهای ساده مثل سوال پرسیدن درباره محیط پیرامونش شروع کنید و سپس به مهارتهای پیچیدهتری مثل نقدکردن و شناخت فرضیات بپردازید. والدین باید همراه کودکان به تمرین و تقویت این نوع تفکر خود همت ورزند.
با استفاده از روشهای پیشنهادی زیر میتوانید شیوه تفکر انتقادی را در فرزندانتان پرورش دهید. با استفاده از این شیوه آنها میآموزند که هرچیزی را نپذیرند و در برابر تبلیغات رسانهها یا گروه دوستان ناسالم دست به انتخاب نادرست نزنند. البته همانطور که قبلا نیز تاکید شد آموزش تفکر انتقادی را میبایست از سنین کودکی آغاز کرد.
- برای کودکتان قصههایی با پایان مبهم تعریف کنید که نتیجهشان به راحتی قابل پیس بینی نباشد. این گونه قصهها در مقایسه با آنهایی که پایانشان مورد انتظار خواننده است، قدرت تحلیل بیشتری را به کودکان یاد میدهد. بعد از شنیدن داستان از کودک سوالاتی بپرسید. مثلاً اینکه: «به نظر تو آخر قصه چی میشه؟» یا «اگر تو جای …. بودی چی کار میکردی؟»
- گاهی به فرزندتان فرصت تصمیمگیری و انتخاب بدهید و در تمام انتخابها خودتان عهدهدار تصمیمات نباشید. کودکان با انتخابهای عملیشان راه درست فکر کردن و تصمیمگیری برای رفتار سالم را میآموزند. اگر فکر میکنید که تصمیمی که میگیرد اشتباه است، فقط او را راهنمایی کنید. مثلا میتوانید پیامهای تصمیمش را به او یادآوری کرده و هشدار بدهید اما ازینکه مستقیما به جای او تصمیمگیری کنید، خودداری نمائید.
- اجازه خیالبافی کردن را به کودکتان بدهید. هرگز برای افکار تخیلی که برایتان تعریف میکند او را مسخره یا سرزنش نکنید. گاهی هم برای او قصههای تخیلی که باعث تقویت قوه تخیلش میشود را تعریف کنید.
- از فرزندتان دربارهی رؤیاهایش بپرسید و اینکه دوست دارد چه کارهایی را انجام دهد؟ از او بپرسید که از انجام دادن چه کارهایی احساس رضایت میکند؟ دلایلش را بپرسید. استدلال کردن توسط کودکان توانایی تفکر انتقادی را در آنها تقویت میکند.
- دست از قانونگذاریهای متعدد و شیوههای تربیتی خشک و غیرقابل انعطاف بردارید. و با باید و نبایدهای زیاد عرصه را بر کودکتان تنگ نکنید. مثلاً برای لباسپوشیدن فرزندتان قبل از رفتن به میهمانی به او سخت نگیرید و برای انتخاب رنگ و نوع لباسهایش به او حق انتخاب بدهید.اگر انتخاب فرزندتان مطابق سلیقه و معیارهای شما نیست، او را سرزنش نکنید.
- به پرسشهای مطرح شده از سوی فرزندتان با اشتیاق پاسخ دهید: این کار باعث میشود که وی را به پرسشگری بیشتر تشویق نمائید.
- تماشای بیش از حد تلویزیون یا بازیهای رایانهای ، قدرت خلاقیت کودکان را کاهش میدهد بنابراین زمان محدودی را برای این کارها تعیین کنید.

نکات مهم و اساسی که والدین باید مدنظر قرار دهند:
- در هنگام آموزش دادن هر مسألهای، حمایت کردن و تشویق نمودن فرزندتان اهمیت زیادی دارد.
- والدین بعنوان الگوهای فرزندانشان باید برای تفکر خلاقانه و منتقدانه ارزش قائل باشند. بنابراین باید به کودکانشان ارزشگذاری برای این نوع تفکر را بیاموزند و از تحقیر و مسخره کردن، منفیگرایی که موانع ذهنی هستند و آثار مخرب بسیاری بر روان آنان میگذارد، پرهیز نمایند.
- ایرادگیری و قانونگذاری بیش از حد برای فرزندان میزان خطرپذیری آنها را کاهش میدهد و از مواجهه با شکست دچار هراس میشوند.این عدم خطرپذیری مانعی برای رشد و پرورش افکار نو و خلاقانه و نقادانه در کودکان است.
- به کودکان دقت کردن و توجه نمودن به آنچه اتفاق افتاده یا از آنها خواسته شده را یاد بدهید. همچنین به آنان آموزش دهید که که یک مسأله را از جنبههای مختلف بررسی کرده و مورد ارزیابی قرار دهد.
- در دنیایی که همه ما با هجوم دنیایی از اطلاعات مختلف مواجه هستیم، یکی از وظایف مهم والدین آماده کردن فرزندان برای برخورد و انتخاب اطلاعات مفید است.
- انعطافداشتن در تفکر را به فرزندتان یاد بدهید چرا که همه مسائل و نتایجشان قابل پیشبینی و مشخص نیست، لذا فرزندتان را آموزش دهید که پس از بررسی کلیه جوانب تصمیم گرفته و عمل نماید.
- به عقایدفرزندتان احترام بگذارید: به او اجازهی بیان کردن افکار و عقایدش را بدهید.
[۱] Jean Piaget
منابع:
- خنیفر، حسین و پورحسینی، مژده(۱۳۸۸)، مهارتهای زندگی. تهران: هاجر.
- http://www.salamatnews.com




آخرین دیدگاهها