هرمز شهدادی نویسنده دهه ۴۰ و ۵۰ ادبیات فارسی است که رمان جذاب «شب هول» بیش از همه باعث شهرتش شده است.
کتاب «یک قصه قدیمی» از هرمز شهدادی مجموعهای است از داستانهای کوتاه که ۸ داستان را شامل میشود.
در همان اولین روزهایی که توی کلاسهای شاهین کلانتری در مدرسه نویسندگی شرکت کرده بودم، استاد اسامی تعدادی از کتابهای داستانی را برای مطالعه پیشنهاد کردند.
و خوب طبیعی بود که در آغاز راه خواندن و نوشتن جدی قفسه کتابخانهام خالی از مجموعه کتابها و منابعی باشد که یک نفر علاقهمند به نوشتن و حرفه نویسندگی باید آنها را گردآوری و در سبد مطالعه روزانه قرار دهد.
خوشبختانه «یک قصه قدیمی» جزو آن دسته از کتابهایی بود که فایل pdf را به راحتی میشد پیدا و مطالعه کرد. بدون آنه نگرانی بابت زیرپاگذاشتن قانون کپی رایت و حق نشر داشته باشی.
اما مسئله اصلی آنجا بود که با خواندن همان اولین داستانهای کوتاه آن دچار سردرگمی و بهت عجیبی شده بودم از قلم نویسنده.
بسیاری از شخصیتپردازیها را به خوبی درک نمیکردم و کاملا پیدا بود که راه درازی برای آشنایی با قلم نویسندگانی همچون هرمزشهدادی داشتم که تجربه و اندوخته گرانبهایی درخصوص ادبیات دارند و حرفی برای گفتن.
اما هر طوری بود و با هر زحمتی خواندن کتاب را به پایان رساندم و چندین تحلیل و تفسیر هم راجع به آن جستجو و مطالعه کردم و از آن یادداشت برداشتم.
امروز بعد از حدود یک سال و نیم که از نوشتن آن میگذرد، دوباره چشمم به آن یادداشت کوتاه افتاد و تصمیم گرفتم برای معرفی کتاب آن را در سایت منتشر کنم. شاید حتی برای یک خواننده علاقهمند به داستانهای کوتاه مفید و موثر واقع شود.
مجموعه داستانهای کتاب یک قصه قدیمی از هرمز شهدادی شامل ۸ داستان کوتاه است.
در غالب این داستانها عناصر وهمآلود به چشم میخورند و به زوایای تاریک ذهن شخصیتها میپردازد.
داستانهای این مجموعه روایت مالیخولیایی انسانهای روانپریش است که تحت تاثیر توهمات خود مرتکب قتل میشوند.
زاویه دید اکثر داستانهای مجموعه با دید اول شخص است که البته توی بعضی داستانها تغییر زاویه دید به چشم میخورد و گاهی از دو زاویه دید اول شخص و سوم شخص استفاده شده و چیزی که این مجموعه را قدرتمند میکند تنوع موضوعاتش است.
- یک قصّه قدیمی
- داستان داستانسرای ما
- پلنگ
- خسوف
- اعتراف
- آه ای گیسوان سیاه
- یک روایت ساده
- به خدا، آدم دلش می گیرد
امروز با یادآوری و انتشار این نوشته کوتاه خودم بیشتر ترغیب شدم تا باری دیگر و در اولین فرصت کتاب را مجددا مطالعه کنم شاید برداشتی تازه و تحلیل جدیدی هم برایش نوشتم.




آخرین دیدگاهها