«تقدیم به استاد گرانقدرم شاهین کلانتری»
تو؛ مثل آینه زلال،
تو؛ همچو رود، همچو سبزه زار،
تو؛ از غرور و کبر و کاستی رها…
با فروتنی گِلَت سرشته است.
تو؛ گنج علم خویش را
بدون چشمداشت؛
بهر هر طلبکننده گستراندهای!
تو؛ از برای هر جوان خواستار نام،
یا برای جوششی که در دلش نهفته است،
کهکشانی از امید را
در سپهر جان وی تنیدهای.
ای؛ طنین صوت تو،
آشنا برای ما…
راز بودنت،
منشأئی برای شعرها و قصهها؛
با حضور گرم خویش،
در کنار ما بمان.
ما به گرمی حضور تو
دل سپردهایم،
دل سپردهایم…




2 پاسخ
به به شعر رو به استاد شاهین کلانتری تقدیم کردی . چه کار ارزشمندی. سبز و برقرار باشید.
سپاس از محبت و توجهتون خانم کیهانی عزیز. زنده باشید!