محال است بشنوی یک بار دیگر
ترنمهای زیبای دلم را
غرورم را به پایت سر بریدم
که تا هرگز بدهکار دلم باقی نمانم
و پیمودم من امروز
ته دنیای درد و بیکسی را
چشیدم نیشخند بیتفاوت بودنت را
که مدیون دل حیران و داغانم نباشم
نقابی که به صورت بسته بودی
زنفرت هم بسی تاریکتر بود
بگو با من
تو با دنیای احساسم چه کردی؟
چه کردی تو؟ چه کردی؟!
۱۴۰۱/۳/۲۵




آخرین دیدگاهها